A falling star fell from your heart and landed in my eyes ستاره ای از آسمان قلبت فرو افتاد و بر چشمانم نشست I screamed aloud, as it tore through them, and now it's left me blind فریاد زدم و ستاره چشمانم را درید و مرا نابینا در این ورطه رها کرد The stars, the moon, they have all been blown out ستاره ها و ماه , همه با هم از هم پاشیدند You left me in the dark تو مرا در تاریکی رها کردی No dawn, no day, I'm always in this twilight و اکنون نه غروبی است و نه روزی
برچسب:
نویسنده: میلاد امینی
تاريخ: يکشنبه
26 شهريور
1402 ساعت: 23:34